محمد تقي جعفري

29

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

جهان ما در تاريخ تحوّل خود ، از يك حالت بسيار متراكم ( رتقا كه در آيهء شريفه آمده است ) بسيار داغ و كاملا متجانس راه افتاده است كه وى آن را اتم ابتدائى نام نهاد ( فيزيكدانان امروز اصطلاح هستهء ابتدائى را ترجيح مىدهند ) در نتيجهء انبساط تدريجى ، جرمهاى جهان رفته رفته سبك ، سرد و متمايز شده‌اند و ساختمان بسيار پيچيده و درهم جهانى را كه امروز مىشناسيم به وجود آوردند . » ( 1 ) 2 - حدوث آسمانها و زمين و قديمى نبودن آنها ، هر متفكَّرى كه نظر به قديمى بودن آسمانها و زمين داده است ، هيچ دليلى قانع كننده براى نظر خود ارائه نداده است ، خواه مدّعى قدم با ديد فلسفى به اين كيهان بزرگ بنگرد و خواه با ديد علمى . آنچه كه تا امروز بعنوان دليل نظريّهء مزبور ديده شده است ، يك مسئلهء بسيار شگفتانگيز و ويران كنندهء مبانى يقينى علمى است و آن مسئله عبارت است از اين كه « من نمىبينم پس نيست » بقدرى اين مسئله جنبهء مبارزه با واقعيّت را دارد و تباه كنندگى آن ، همهء حقائق علمى را ، بقدرى روشن و بديهى است كه احتياجى به شرح و تفصيل نمىگذارد . 3 - آسمان داراى طبقات متعدّد است كه عدد 7 براى آنها در قرآن به كار برده شده است . در بارهء اين رقم دو نظر گفته شده است : نظر يكم - اين كه آسمان واقعا داراى هفت طبقه يكى بالاى ديگرى است ، و همهء ستارگان در طبقهء اوّل آسمان است . لذا هيچ روش علمى نمىتواند منكر شش طبقهء ديگر براى آسمان بوده باشد ، زيرا تمامى معلومات بشرى پيرامون كهكشانها و كازارهائى است كه بفرمودهء خدا در قرآن در آسمان اوّل قرار گرفته‌اند . نظر دوم - اين است كه مقصود از هفت طبقه اشاره به عدد كثير است كه در ادبيّات عربى و ديگر زبانها جريان دارد .

--> ( 1 ) . ماه و زمين و آسمان تأليف ژرژ گاموف ترجمهء آقاى رضا اقصى ص 594 تا 596 .